تبلیغات
tasnim91 - خدا بود و دیگر هیچ نبود-1
tasnim91
گفتند یافت می نشود گشته ایم ما-آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
سه شنبه 21 خرداد 1392 :: نویسنده : آ. ن (بنده ی خدا)


به نام خدا

 

خدا بود و دیگر هیچ نبود(شهید دکتر مصطفی چمران)

هرکجا در ابتدای جمله * هست، دلنوشته ی خودم هست و بقیه از کتاب بسیار زیبای " خدا بود و دیگر هیچ نبود..."

 

*منتظر اولین فرصت برای خواندنش بودم، تازه آغازش کرده ام ولی در میان این نوشته ها، طعم گس بیقراری را خوب مزه مزه می کنم. این ها فقط دل نوشته نیست ، حاصل جزر و مد یک روح بزرگ است،  بیقراری ها و بی تابی هایی که چون امواجی سهمگین بر سر صخره ی وجودت  مشت می کوبد. بی تابی هایی که ناشی از فهم است. درست می گویند، آنکس که فهیم تر است را درد و غم های متعالی بیشتر است؛ چرا که او قادر به وجدان و درک مسائلی است که فراتر از ذهن معاصران اوست و اینجاست که می توان لبریز شدن را دید...

دوست دارم هرچه سریعتر کتاب را بخوانم ولی وقتی شروع به خواندنش می کنم هر سطری را که می خوانم تمام حاشیه ی کتاب پر می شود از نوشته های خودم...انگار تاب نمی آورم. تحسینشان می کنم، همدردی می کنم، همراه می شوم، عقب می ایستم و خیره می مانم...می نویسم، می نویسم، می نویسم...و به قدر فهمم تا هرکجا که اجازه دهد درکشان می کنم.

قسمتهایی که دوست تر می داشتم:

"عشقی پاک داشتم و آن را به پرستش ذات مقدس تو ارتباط دادم، ولی عاقبتش به آتشی سوزان مبدل شد که وجودم را خاکستر کرد."

*انسان سرچشمه ی عواطف و عشق و احساس است، بیاموزیم از شهید چمران، این عشق امانت الهی است، هرکجایی نباید خرج شود...

"خدایا نمی دانم هدفم از زندگی چیست؟ عالم و مافیها مرا راضی نمی کند. مردم را می بینم که به هرسو می دوند، کار می کنند، زحمت می کشند تا به نقطه ای برسند که به آن چشم دوخته اند. ولی ای خدای بزرگ از چیزهایی که دیگران به دنبال آن می روند بیزارم. اگر چه بیش از دیگران می دوم و کار می کنم، اگرچه استراحت شب و نشاط روز را فدای فعالیت و کار کرده ام و می کنم ولی نتیجه ی آن مرا خشنود نمی کند فقط به عنوان وظیفه قدم پیش می گذارم و در کشمکش حیات شرکت می کنم و در این راه، انتظار نتیجه ای ندارم!"

*چمران بزرگ، مردم به دنبال نقطه ای میدوند که به آن چشم دوخته اند؛ شما اوج می گیری به سمت وصال خدایی که به آن چشم دوخته ای...من چه کنم؟ منی که معبود در کرانه ی نگاهم نشسته و من بسیار کوچکم برای وصل...من چه کنم با این عطش؟ با این تمنا؟ آیا درد من بزرگتر نیست؟ درد من نرسیدن است، درد من پر و بال من است برای پرواز برای وصل...، من با این شیفتگی چه کنم که دستم نمی رسد؟

آری چمران بزرگ، روحت که گسترده شد دست می کشی از تنازع برای بقا...و آنچه می کنی جز برای رضای خدا نخواهد بود...تحسین برانگیزی...

"آری از وجود خود جز قلبی سوزان اثری نمی بینم. همه چیز را با آن می سنجم. دنیا را از دریچه ی آن می بینم. رنگ ها عوض می شوند، موجودات جلوه دیگری به خود می گیرند."

 

 

______________________________________________________

پ.ن(نامربوط): دیدن مناظره ها اونم تنهایی، اونم نه به صورت پخش زنده، احساس کسی را بهت دست میده که از قافله عقبه (البته به لطف سایت های خبری و ... خیلی هم عقب نیست ولی خب)؛ حقیقتا درست هست که " تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد"؛ حداقل دیدن این مناظره ها این هست که تا حدی خط فکری افراد و شخصیت شون را نمایش میده؛ 

 در مورد انتخابات واقعا باید از محضر صاحب الزمان التماس دعا داشت.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 خرداد 1392 10:26 ب.ظ
سلام بنده خدا
من خودم عاشق جمرانم مخصوصا اینکه همرشته ای هم هستیم دیگه بیشتر...
امیدوارم شاد باشی دوستم
التماس دعا..
آ. ن (بنده ی خدا)ممنون از حضورت :)
چهارشنبه 22 خرداد 1392 12:52 ق.ظ
سلام
آ. ن (بنده ی خدا)سلام یادت رفته بود جانم؟
:)
سلام دوستم!
چهارشنبه 22 خرداد 1392 12:51 ق.ظ
قبلا که بهت گفته بودم شبیه چمران می نویسی . اگر اون ستاره ها رو نمیذاشتی ، تشخیص نمیدادم کدوم مال توئه کدوم مال شهید چمران .

حرکت موزون قلمت پاینده
گزارش هفته به هفته هم یادت نره
حالا بدو بیا بقلم
آ. ن (بنده ی خدا)ای بابا! من کجا...شهید چمران کجا؟! رفیقت را خیلی دوست داری یا با شهید چمران طفلک دشمنی؟ :))
هنوز نیومده دلم واستون تنگ شده...:(
چشم!
به آخرین جمله ات دقت کن! آبروی منم کمتر ببر، بعد از سه سال متوالی که شبها دارم واست دیکته میگم اینطوری بیام "بقلت"؟
بقل >>>بغل
:))
عاشقتم دختر!
سه شنبه 21 خرداد 1392 09:14 ب.ظ
ادبیات نوشتن شما عالی است. بعد از اینکه کتاب را خواندید، خواندن کتاب شما خیلی جذاب خواهد بود، به خاطر حاشیه هایش.
دکتر چمران کسی هستند که وقتی در جبهه بودند امام می گه :دلم برای دکتر چمران تنگ شده است بگویید به تهران بیاید!

----------
پ.ن: چند صباحی بیشتر تا سالروز عروج عاشقانه شهید چمران نمونده.
آ. ن (بنده ی خدا)ممنونم، امیدوارم حداقل تا درصدی لایق تعریف شما باشم.

یاد و خاطرشان گرامی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ

من....بنده ی خدا هستم
نوشتن راه فرار من است از خود بی قرار خودم...آنگاه که لبریزم...!
بکوشیم زندگی را به بندگی خالصانه ی او تبدیل کنیم.

مدیر وبلاگ : آ. ن (بنده ی خدا)
موضوعات
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :